خاستگاه استایل راک
Untitled 10

خاستگاه استایل راک

خاستگاه استایل راک

بعد از جنگ جهانی دوم، در دهه‌ی پنجاه میلادی، به دلیل کم شدن کالا همه چیز جیره‌بندی شد. از جمله پارچه. نتیجه آن‌که فرهنگ استفاده از لباس‌هایی که در دوخت آن‌ها پارچه زیاد مصرف می‌شد کنار گذاشته شد. به عنوان مثال در ست لباس روزمره‌ی خانم‌ها، دامن بلند جای خود را به دامن کوتاه و بالاپوش‌های سنگین جای خود را به لباس‌هایی مانند تاپ دادند. در ست لباس آقایان سوییشرت، تی‌شرت و کت های سبک جایگزین کت و شلوار شدند. به طور کلی لباس‌ها هرچه بیش‌تر به سمت غیر رسمی و راحت و روزمره شدن پیش رفتند.

فیلم تینیجری “یاغی بی‌هدف” با بازی جیمز دین که در سال ۱۹۵۴ منتشر شد یکی از فیلم‌های بسیار تاثیرگذار بر استایل جوانان بود. جیمز دین شخصیت محبوب میان دخترها و تحسین برانگیز میان پسرها، با شلوار جین، سوییشرت قرمز و تیشرت سفید، موهای آرایش شده به سمت بالا و کتانی – یا به بیان دقیق‌تر کفش اسنیکر – در این فیلم ظاهر شد و بسیاری از نوجوان‌ها را به استفاده از این استایل ترغیب کرد.

در همان سال‌ها، الویس پریسلی با سبک راک اند رول، جنبشی در موسیقی و استایل، میان مردم و به ویژه جوانان ایجاد کرد. او لباس‌هایش را هوشمندانه انتخاب می‌کرد، به گونه‌ای که استایل او در عین پیشرو بودن، از فرهنگ عام دور نبود. لباس‌ها و رنگ‌هایی که الویس استفاده می‌کرد قوانین و رسوم پوشش آقایان را شکست و استایلی رنگارنگ و راحت و در عین حال شیک را به عنوان جایگزینی برای کت و شلوار و پیراهن و کراوات معرفی کرد. الویس بدون شک یکی از تاثیرگذارترین‌ها بر استایل‌های قرن بیست و یکم بوده است.

این حجم از تاثیرگذاری هنرمندان و ستاره‌های سینما بر استایل مردم بیش از هرچیز حاصل راه یافتن تلوزیون از دهه‌ی ۲۰ میلادی به خانه‌هاست. در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، تلویزیون یکی از ارکان ثابت خانه‌ها شده بود و برای دیدن یک هنرمند نیازی به رفتن به کنسرت نبود. مردم از ستاره‌های سینما و موسیقی تقلید و از این طریق جهت‌گیری خود را در جامعه تعریف می‌کردند.

در سال ۱۹۶۴ وقتی گروه بیتلز، که اغلب تحت عنوان اولین گروه راک از آن‌ها یاد می‌شود، در یک برنامه‌ی تلویزیونی حضور یافتند، ۷۳ میلیون آمریکایی به پای تلویزیون منتظرشان بودند! آن‌ها که از هیپی‌ها تاثیر می‌گرفتند و بر آن‌ها تاثیر می‌گذاشتند، با شلوار تنگ و کفش‌هایی شبیه به نیم بوت و موهای نسبتا بلند که به مدل آرتور معروف شد، در برنامه‌ی اد سالیوان ظاهر شدند و نتیجه آن‌که همه‌ی طرفدارانشان به تقلید از این استایل رو آوردند. بیتلز زمینه‌ای فراهم کرد که در آن گروه‌ها و آرتیست‌های انگلیسی مانند رولینگ استونز برای به دست گرفتن رسانه‌ها و استایل عمومی مردم قصد کردند. با این هدف که از آمریکایی‌ها در این امور پیشی بگیرند.

لندن خیلی زود به مرکز هنر و فشن بدل شد. به طور کلی دهه‌ی شصت میلادی زمان ظهور خرده‌فرهنگ‌های برخاسته از فرهنگ جوامع جوانان بود. خرده‌فرهنگ های سویینگ لاندن، مد ها و راکر ها در انگلستان و خرده‌فرهنگ هیپی در آمریکا از شاخص‌ترین خرده‌فرهنگ‌های دهه‌ی شصت هستند. سال ۲۰۱۷ یک روزنامه نگار از اصطلاح Youthquake (جوان‌لرزه) برای نام‌گذاری جریان‌های فرهنگی جوانان در دهه‌ی ۶۰ میلادی استفاده کرد که آکسفورد آن را واژه‌ی سال نام نهاد.

مد ها

مد خلاصه شده‌ی کلمه‌ی مدرن است که به گروهی از جوانان و نوجوانان طرفدار موسیقی و پوشش خاص نسبت داده می‌شد و خیلی زود در آمریکا هم رایج شد. مدها شیفته‌ی موتور وسپا ، هوادار گروه‌های موسیقی مانند The Who و The Small Faces و در فشن به دنبال چیزهای باکلاس و شیک با چاشنی ساختارشکنی و نوآوری بودند.

 

هیپی ها

اما عمر جریان مد کوتاه‌تر از عمر جریان هیپی بود که در همان سال‌ها در آمریکا آغاز شد. فشن هیپی‌ها و فشن سایکودلیک خیلی زود در آمریکا و کشورهای دیگر فراگیر شد. تاثیر استفاده از مخدر بر موسیقی و فشن در گروه‌هایی مانند بیتلز و آرتیست‌هایی مانند جیمی هندریکس که اسطوره‌ی هیپی‌ها بودند مشهود است.

راکر ها

و اما راکرها. جریان راکر در انگلستان توسط جوانان طبقه کارگر ایجاد شد. آن‌ها عاشق موتورسیکلت و موسیقی راک اند رول بودند. لباس موتور سواری برای آن‌ها بیش از یک استایل روزمره بود، آن‌ها به استایلشان می‌بالیدند و آن را بازتاب سبک زندگی خود می‌دانستند.

محل گردهمایی راکرها کافه‌هایی چون کافه ایس و کافه ۵۹ بود که در آن‌ها موسیقی‌های راک اند رول و راک متوقف نمی‌شد. گاه راکرهای فلان کلوپ موتورسواری یا بهمان کافه ی مشخص، لوگو یا نام آن کافه را بر ژاکت موتورسواری خود رسم می کردند. کافه‌های راکرها همچنین نقطه‌های شروع و پایان برای مسابقه‌ی موتورسواری غیرقانونی درون شهری محسوب می‌شدند. آن‌ها در دهه‌ی ۵۰ میلادی به تدریج رشد کردند و تا دهه‌ی ۶۰ میلادی به یک جریان فرهنگی با گستردگی قابل توجه در میان جوانان، به ویژه جوانان انگلیس و آمریکا، تبدیل شده بودند.

استایل راک و موسیقی راک

در دهه‌ی ۵۰ میلادی شاهد آن هستیم که سبک راک اند رول که خود از موسیقی آفریقایی-آمریکایی بلوز برخاسته بود، سفیدپوست‌ها را به عنوان مخاطب جذب می‌کند و بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد. این موسیقی همسو با موسیقی عامه پسند رشد کرد و دیده شد. با وارد شدن گیتار الکتریک به بلوز توسط چاک بری و از این قبیل تغییرات در سبک‌های بلوز و کانتری، راک اند رول شکل گرفت. از دل راک اند رول، در گذر زمان، با ظهور هنرمندهای جدید و با رشد و تغییر آن و همچنین هم‌آمیزی آن با سبک‌های دیگر موسیقی راک، موسیقی اعتراض و شور و هیجان، متولد می‌شود.

تمام خرده فرهنگ‌های دهه‌های ۵۰ و ۶۰ با تمام ویژگی‌هایشان، ارتباطی دو سویه با موسیقی داشتند. سوپراستار های موسیقی راک سعی می‌کردند هم درآثارشان و هم در استایل متناسب با حال و هوای خشن و پر از جریان و هیجان دهه‌ی شصت ظاهر شوند. نیمه‌ی ۱۹۶۰ نقطه اوج سربرآوردن هنرمندان و گروه‌های موسیقی راک و آثار پیشرو و ساختارشکن آن‌ها است. اولین نسل موسیقی راک، ابرگروه‌هایی چون رولینگ استونز ، پینک فلوید ، لد زپلین و بلک سبث را در دل پروراند. تمام دغدغه‌ها و خوی سرکش آن نسل و آن سالها، هم در محتوی و هم در فرم آثار آنان مشهود است.

بررسی سیر تکاملی استایل راک

واقعیت آن است که استایل هنرمندانی که به شکل کلاسیک در سبک راک فعالیت می‌کردند، گروهی مانند پینک فلوید، همواره ساده است. در دهه‌ی ۶۰، هنرمندان و مخاطبان سبک راک طیف گسترده‌ای از استایل را ارئه می‌دهند و تفکیک این سبک‌های پوشش در یک زمان ناممکن به نظر میرسد. به ویژه آن‌که موسیقی راک بسیار گسترده است و هنرمندان آن متناسب با حال و هوای آثارشان لباس‌های خود را انتخاب می‌کردند. اما با تفکیک زمانی می‌توان به دسته‌بندی‌های کلی از استایل طرفداران موسیقی و فرهنگ راک دست یافت.

استایل راک 1960

در دهه‌ی ۶۰ جریان‌های فرهنگی جوانان مستقل از هم در انگلستان و آمریکا جریان دارند. هر دو آن‌ها بر استایل عمومی جوانان و نوجوان‌ها تاثیر می‌گذارند اما هنوز الگوهای کلاسیک پوشش در میان هنرمندان راک به چشم می‌خورد. گروه‌هایی مانند بیتلز و رولینگ استونز با وجود آن‌که در استایل نیز ساختار شکن محسوب می‌شوند، هنوز به طور کلی از ساختارهای تعریف شده جدا نشده‌اند و هنوز در کت و شلوار ظاهر می‌شوند. هرچند به شیوه‌ای متفاوت و در کت و شلوارهایی متفاوت!

از دستاوردهای جوانان در پوشش دهه‌ی 60 می‌توان به فراگیر کردن شلوارر جین اشاره کرد. از آن‌جایی که تمام جریان‌های فرهنگی نام‌برده‌شده از طبقه‌ی کارگر، طبقه‌ی متوسط و پایین‌تر از متوسط شکل گرفتند، شلوار جین فصل مشترک تمام آن‌ها بود. این نوع شلوار به دلیل با دوام بودن انتخاب کارگرها و طبقه‌ی فرودست بود و با تنوع در دوخت و رنگ، می‌توانست همه‌ی جوانان را راضی کند.

 

ترک یک پاسخ